|
اونقدر داغم کرده اون قطب نگاه تو که یخ زده آتیش تو تن پوش آه من
آبم بکن دریا! بزن این قصر شن پوشُ چیزی نمونده پاک شه قصر گناه من
چیزی نمونده بودنم با آخر یک آه... چیزی نمونده شب توی چشمای مست ماه...
چیزی نمونده رگ به رگ شن خاطرات خوب چیزی نمونده مثل سگ شن خاطرات خوب
من موندم و طوفان آه و این شبای تار من موندم و شب های تار و این سگای هار...
می شه ببخشی! کم ندون این حسرت سردُ انقدر بی ارزش ندون حرفای این مردُ
سحر شده! -ممنون بابا! من کله پاچه دوست ندارم! نمی خواهم از گوسفندها چشم بخورم! گاهی هم زبان خودم را قورت می دهم.نمی خواهم مخ بخورم! بابا ساعت مچی ام روی دستم بند نمی شود! ببین! حتی او هم حق دارد پرواز کند! لطفتان را می فهمم!نگرانی تان را هم! درست مثل پرنده ای که نگرانی آن هایی را می فهمد که درون قفسش می گذارند! چند روز است دارم زندگی می کنم!لطفا" گور پدر آینده را لحاظ کنید!ممنونتان می شوم! |
About
Archivesتیر 1388خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 دی 1385 آذر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 دی 1383 Links
واران(جلیل سفر بیگی)
آموزش آپلود آهنگ برای وبلاگ |