تبليغاتX
چند خط زندگی

چند خط زندگی

هر روز...چند خط زندگی می کنید؟؟؟


مرو! مرا تنها روی آب جا مگذار

به آبشار بلندت! مرا رها مگذار


رسیدم و نخواستی بیافتم از دستت

مرا برای هجوم کلاغ ها مگذار


من از عزیزی تو توی چاه افتادم

به گرگ ها ندهندم؟! شهنشها! مگذار!


شکار کردی؛ اگر اشتها نداری حال

برای مرده خوران خوش اشتها مگذار


گذشته از من و تو این دل پر از تردید

قبول کن و در این سوی پل مرا مگذار




+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت18:9توسط رضا حقیقی کاشانی | |


می دانم آری! آرزوی دیگری داری

با دیگری پیداست سِرّی و سَری داری


تو آتشی و رنگ های داغ می خواهی

حالا ولی یک همدم خاکستری داری


این پای خسته این دل نیمه شکسته آه!

با آن همه دستی که تو در دلبری داری


با لشکر«چین» آمدی دشت شکار«من»

کشتی مرا و حال حس برتری داری!


پیداست صید دیگری را زیر سر داری

بس نیست آن هایی که زیر روسری داری؟


با آن بهشت خنده هایت رفتی و گفتی

"شیطان نشو!" 

             یعنی خدا و باوری داری؟


من که دو تا سیب و کمی گندم بهشتم بود

تو با خدا قول و قرار بهتری داری







+نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت18:41توسط رضا حقیقی کاشانی | |