تبليغاتX
چند خط زندگی

چند خط زندگی

هر روز...چند خط زندگی می کنید؟؟؟

فكر ابراي خزونم  

فكر برگاي زمونه

كه مي ريزن كف كوچه   

لحظه لحظه ، دونه دونه...

 

با يه نم برگ خزوني    

زنده مي شه توي سينه

یه نفس،عميق...مبهم...

ساده به دلت مي شينه

 

آخه من برگ خزونم

جدا از شاخه اي دلسرد

توی رگبار شبونه

يكي زير پاش له م كرد

 

نه صدام كرد،نه نگام كرد

مث جدول خيابون

را مي رف رو امتدادِ   

اين دل خسته و داغون


*

من تو اون برگاي خسته م

كه مي خوابن كف كوچه

گوش كني صداي خش خش

مي گه زندگي چه پوچه

 

وقتي تو صداي بارون،

 زير پاي قصه هامون؛

توي چنگ باد اسيريم

اين روزا كف خيابون؛

 

هيشكي فكر آسمون نيس

هيشكي فكر آسمون نيس،

توي سفره ي دل شهر
هیچی غير آب و نون نيس
*
آره من برگ خزونم
جدا از شاخه اي دلسرد
زیر رگبار شبونه
يكي با نگاش له ام كرد
 
ولي حالا پر رنگم
پر غصه و تبسم
يه سكوت عاشقونه
توي ازدحام مردم    

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت3:39توسط رضا حقیقی کاشانی | |